تبليغاتX
پرستار

پرستار

بررسی مشکلات پرستاران و تازه های پرستاری

بيانيه خانه پرستار به مناسبت فرا رسيدن روز پرستار

سرويس: بهداشت و درمان - عمومي
1385/03/06
05-27-2006
15:54:07
8503-03328: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: بهداشت و درمان - عمومي

خانه پرستار ايران در بيانيه‌اي به مناسبت فرا رسيدن روز پرستار اعلام كرد: امسال در حالي به استقبال روز پرستار مي‌رويم كه در عرض سال گذشته تحول چنداني در وضعيت پرستاري رخ نداده است و بر آن شديم مروري بر وضعيت پرستاري در چند ساله گذشته تا به حال داشته باشيم.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران، در بيانيه خانه پرستار ايران آمده است: سياست‌هاي غلط‌، ديدگاه‌هاي تنگ‌نظرانه، نگاه‌هاي تبعيض‌آميز، مديريت پزشك سالارانه، نجابت پرستاري، عدم وابستگي به قدرت و نداشتن متولي قوي در گذشته و ... باعث مغفول ماندن مشكلات پرستاري از ديدگاه مسؤولان و نهايتا مظلوميت اين حرفه طي ‌٣٠ سال گذشته شده تا اين كه با تشكيل سازمان نظام پرستاري در سال ‌٨٢ فعاليت و تحركات پرستاري شروع و زماني كه مي‌خواست بين مردم و مسؤولان جا باز كند اين عمل با توجه به سوابق بسيار سخت و مشكل بود، كه البته ابتدا سعي در مذاكره و گفت‌وگو شد و از آنجايي كه اين روش جواب نداد، اولين اعتراض جدي با تحصن اعضاي شوراي مركزي خانه پرستار در جنب سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور انجام كه متاسفانه به علت بي‌توجهي مسؤولان اين سازمان، مجددا دو روز بعد تجمعي در جنب مجلس شوراي اسلامي برگزار و بعد از آن نيز شاهد اعتراضاتي گسترده‌تر توسط سازمان نظام پرستاري بوديم كه به حمد خدا با جلب نظر مسؤولان ذيربط و مذاكرات و جلسات و ملاقات‌هاي سازمان نظام پرستاري با مسؤولان ارشد نظام تغيير نگرشي ايجاد شد و نتيجه رايزني و چانه زنيها علاوه بر تغيير نگرش نتايج عملي نيز در برداشت كه از جمله برقراري طرح مسير ارتقاي شغلي براي ‌٦٥ درصد پرستاران و پرداخت ‌٢٠ ميليارد تومان براي ‌٣٥ درصد باقي مانده در سال ‌٨٣ بود و دراول مرداد سال ‌٨٤ نيز شاهد افزايش حدود ‌٥٠-35 درصد حقوق كاركنان پرستاري بوديم ضمن اين كه كمك رييس جمهور وقت منجر به تهيه و خريد ساختمان جديد سازمان نظام پرستاري شد و همچنين سنگ زيربناي جمع كردن بساط خصوصي‌سازي و گسترش آموزش مداوم پرستاري، تعرفه‌گذاري خدمات پرستاري گذاشته شد ضمن اين كه بزرگترين معضل سيستم بهداشت و درمان و پرستاري يعني كمبود نيروي انساني با رايزني سازمان نظام پرستاري و تجمع جنب مجلس شوراي اسلامي مجوز استخدام ‌٣٠ هزار نفري طي سال داده شد.

اين بيانيه مي‌افزايد: اما بعد از انتخابات رياست جمهوري و با تغيير دولت، چراغ اعتراضات پرستاري يكباره خاموش شد! چرا ؟!

مي‌توان چنين توجيه نمود:

‌١ - چند ماهه اول صرف انتخابات، انتصابات و تثبيت مي‌شود و اين زمان فرصتي جهت بازيابي دولت مي‌شود.

‌٢ - زماني نيز طول خواهد كشيد كه دولت جديد با مشكلات و مطالبات پرستاري آشنا شود يا به عبارتي مشكلات به مسؤولان منتقل شود.

ولي هم اكنون بيش از ‌٩ ماه از عمر دولت جديد مي‌گذرد، علي رغم اينكه انتظار زيادي نمي‌رفت ولي اقداماتي نيز بعمل آمده:

باب مذاكره، تعامل و گفت‌وگو با مسؤولان وزارت بهداشت باز شد، مشكلات پرستاري در حوزه‌هاي معاونت آموزشي، سلامت، شوراي معاونين وزارت متبوع مطرح شد.

جلساتي بصورت سريال در اين خصوص گذاشته شد، مباحثي كارشناسي شد كه اين خود گامي مثبت مي‌باشد.

خبر از تشكيل كميته‌اي در بالاترين سطح يعني معاون اول رييس جمهوري، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي و وزير بهداشت داده شد. آيا در اين حد قابل بسنده كردن مي‌باشد. قطعا خير، چون وضعيت پرستاري بحراني است.

اما وضعيت فعلي پرستاري:

گذري بر وضعيت حال پرستاري شايد بتواند راهگشاي اين حرفه باشد در اسلام انسان به عنوان شخصي كه هميشه شان انساني او مي بايست رعايت و مورد توجه و احترام قرار گرفته، او را درك و در صورت نياز به او كمك كرد وقتي اين انسان نياز به مراقبت دارد حق اوست كه از مراقبت مناسب برخوردار شود.

آري در حالي كه نيازهاي محوري‌ترين، حساس‌ترين، فعال‌ترين گروه يعني پرستاران از ديد مسئولان مخفي مانده و به آن توجهي نمي‌شود، آيا مي‌توان انتظار خدمات در حد استاندارد داشت؟ داشتن چنين انتظاري بدور از انصاف مي‌باشد.

در اين بيانيه به گوشه‌اي از مشكلات اين حرفه اشاره شده است كه عبارتند از

‌١- در كمال تعجب هنوز هم كاركنان پرستاري، پايين‌ترين حقوق را سطح كاركنان دولت دريافت مي‌نمايند در حاليكه حقوق پرستاران در دنيا جز اولين يا دومين حقوق در مدارك همسطح خودشان مي‌باشد.

‌٢ - به زعم كارشناسان پرستاري بعد از معدن جز سخت‌ترين مشاغل محسوب مي‌شود در حالي كه در كشور ما اين قانون در بخش خصوصي اصلا در بخش دولتي نيز ناقص اجرا مي‌شود.

‌٣- در حاليكه در ساير كشورها كمترين ساعت كار مربوط به پرستاران است كشور ما، برعكس مي‌باشد؟! پرستاران ‌٣ برابر معلمان در سال كار كرده در حالي كه كاركنان پرستاري ساعت كار ‌٤٤ ساعت در هفته و يا در بعضي از مراكز بيشتر نيز كار مي‌كنند ساعت كار كاركنان دولت علي‌رغم ‌٤٤ ساعت كار در هفته روي كاغذ، در عمل كمتر از ‌٤٠ ساعت واقعي كار مي‌نمايد و اين نيز از عجايب روزگار است.

علاوه بر اختلافات و تبعيضات عمومي نسبت به ساير وزارتخانه‌ها متاسفانه درون وزارت بهداشت نيز تبعيض بيداد مي‌كند؟!!

از جمله:

اختلاف حداقل ‌٢٠ برابري در پرداخت طرح كارانه كه در هيچ كجاي دنيا سابقه نداشته است ولي در وزارت بهداشت بصورت رسمي پرداخت مي‌شود.

اختصاص جايگاه مديريتي به گروهي خاص، برخوردهاي مختلف با فعالين صنفي پرستاري

نداشتن امنيت شغلي براي پرستاران بخش خصوصي

محروم بودن دانشجويان پرستاري از فضاي آموزشي در مقايسه با ساير دانشجويان

هتك حرمت مداوم پرستاران توسط بيماران، همراهان و برخي پزشكان

و بسياري مسايل و موارد ديگر كه در اين مقوله نمي‌گنجد عرصه را بر خادمان سلامتي بسيار تنگ كرده است.

براستي در اين راستا چه اقدام عملي انجام شده است؟!

مسئولين محترم، دست اندركاران سيستم بهداشت و درمان:

جهت يادآوري مجددا به بخشي از خصوصيات حرفه پرستاري اشاره مي‌كنيم:

ريسك آلودگي به ايدز، هپاتيت، سل،‌ كار با مواد راديواكتيو، شيمي درماني

شيفت غير متعارف (عصر و شب، جمعه، عيد، ايام تعطيل) و همچنين شركت در حوادث مثل زلزله،‌جنگ، آتش سوزي و ...

كار در فضايي حزن‌انگيز، تحمل آه و درد و ناله بيمار و مواجهه با بيماران در حال احتضار و سرطاني و شاهد مرگ ديگران بودن به صورت مداوم

كار در محيط پرخطر، شنيدن داد و فرياد‌ها همراه با هتك حرمت و ضرب و شتم

مسئوليت حفظ جان و سلامتي مردم، استرس فراوان خصوصا در بخش‌هاي ويژه كه هر لحظه انتظار ايست قلبي – تنفسي بيماران مي‌رود.

سرپا ايستادن‌هاي ‌٦-7 ساعته در اطاق عمل و وضعيت‌هاي غير استاندارد در اقدامات پرستاري كه منجر به ابتلا اكثر پرستاران به بيماريهاي اسكلتي – عضلاني، روحي، و ... بسياري از مشكلات فراوان ديگر مي‌شود.

و از طرفي ديگر كمبود شديد نيروي انساني،‌كمبود امكانات و حجم بالاي كار حقوق بسيار پايين كه باعث ‌٣ شيفته شدن پرستاران مي‌باشد و تا موقعي كه درد ناكشيده‌ها براي پرستاران تصميم بگيرند نتيجه اين مي‌شود.

براي يكماه شب كاري،‌جمعه، ايام تعطيل كاري حداكثر ‌٦ هزار تومان نوبت در ماه منظور مي‌نمايند.

بديهي است اگر آقايان يك شب را در بيمارستان سر كنند و يا تعطيلاتي را از خانواده جدا شوند قطعا اين ميزان تغيير خواهد كرد.

يا حق مسئوليت سرپرستاران يا سوپروايزراني كه به تنهايي تمام مسئوليت بيمارستان را بر دوش مي‌كشند و جوابگوي تمامي مشكلات و كمبودها مي‌باشند حداكثر دريك ماه ‌٥٠٠/٢ تومان منظور نمايند.

يا سختي كار سخت‌ترين شغل بعد از معدن را ‌٣٠ -20 هزار تومان در ماه در نظر بگيرند

قطعا نويسندگان طرح تكريم ارباب رجوع فشار بي امان همراهان تصادفي اورژانس درك نخواهند كرد مگر اينكه از آن موقعيت قرار گيرند و به نظر مي‌رسد گره مشكلات پرستاري مي‌بايست توسط سازمان مديريت باز شود كه متاسفانه حتي تغيير دولت تغييري در سياستهاي اين سازمان حداقل در امور پرستاري حاصل نشد.

نظر مي‌رسد اين سازمان با در دست داشتن دو ابزار مهم يعني بودجه و برنامه مجموعا مي‌شود قدرت حتي دولت را نيز تحت الشعاع قرار داده است و برنامه و سياست‌گذاران سازمان مديريت هيچ موقع عموم مردم از جمله پرستاران را درك نكرده‌اند و همانطوري كه در دولتهاي قبل اين سازمان مركز نارضايتي مردم مظلوم بود همين روند نيز حداقل در خصوص پرستاري ادامه داشته است.

به هر صورت مجموعه به هم پيچيده پرستاري كه نه وابسته به قدرت،‌ نه يار وي در دولت نه بودجه و پول در اختيار و نه نفوذي در مراكز تصميم گيري حضوري در قانون گذاري دارند در بدترين شرايط ممكن بسر مي‌برد و خدمات ارائه شده توسط اين گروه در شان مردم ما نخواهد بود و اين واقعيتي انكار ناپذير است چه بخواهيم و نخواهيم، پس براي دفاع از حقوق مردم و پيشگيري از خسارات بيشتر مي‌بايست راه چاره‌اي انديشيد

علي رغم تلاش‌هاي سازمان نظام پرستاري و مسئولين تا كنون اقدام منجر به نتيجه عملي اتفاق نيفتاده است و با عنايت و درايت و دانايي، اعتقاد به مبحث عدالت محوري رياست جمهوري با توجه به اينكه پرستاران بزرگترين قربانيان بي عدالتي هستند انتظار مي‌رود بيشترين تغييرات در وضعيت اين قشر انجام و حل مشكلات وارد مرحله عمل شود.

اين بيانيه تصريح مي‌كند: حال در عرض ‌٩ ماه گذشته خانه پرستار ضمن هشدار به مسؤولان اعلام مي‌نمايد كم توجهي به مشكلات اين وضعيت فعلي را بحراني‌تر خواهد كرد و ميزان خسارت به مردم را بيش از پيش خواهد كرد.

اگر خداي ناكرده وضعيت به همين سبك پيش رود رسالت سازماني، تشكل پرستاري ايجاب مي‌نمايد كه ابتدا با سياست‌هاي انتقادي و سپس اعتراضي نقش خود را ايفا نمايند و به شكلهاي مختلف از حق مردم از سلامت و پرستاري دفاع كنند. به هر صورت وضعيت موجود پرستاري را به سمت سكوت و خاموشي برده است قطعا اين سكوت به معناي رضايت نيست و در حقيقت اين آرامش قبل از طوفان است.

خانه پرستار اميدوار است با عنايت به روحيه عدالت خواهي رياست محترم جمهوري در راستاي برقراري عدالت و تغيير جهت سير كند تحقق مطالبات پرستاران در آستانه روز پرستار خبرهاي خوشي از طرف ايشان براي پرستاران باشيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 1:21  توسط پرستار  | 

بيانيه مهم و تحليلي سازمان نظام پرستاري كشور در آستانه روز پرستار سال 1385

 

محضر مبارك فرشتگان رحمت، سفيد پوشان سبز قامت در تمامي عرصه هاي نظام سلامت ، اعضاي جامعه شريف پرستاري! اينك در آستانه روز پرستار ديگري قرار داريم. روز پرستاري كه به ميمنت ولادت با سعادت بزرگ پرستار تاريخ اسلام، حضرت زينب كبري(س) در پنجم جمادي‌الاول هرسال، آن را گرامي مي داريم. روز پرستار در سال 85 متفاوت از سال‌هاي قبل است. و علل تفاوت عبارتند از:

1- روز پرستار سال جاري، آخرين روز پرستار از اولين دوره سازمان نظام پرستاري كشور مي‌باشد.

2- روز پرستار سال جاري اولين روز پرستار بعد از تشكيل دولت نهم مي باشد.

3- روز پرستار سال جاري اولين روز پرستاري است كه پرستاران عزيز بعد از تحمل يكصد سال رنج و مشقت، شاهد ببار نشستن فعاليتهاي چهار ساله سازمانشان و محقق شدن برخي مطالباتشان                 بويژه مهمترين اتفاق ( تصويب كليات طرح تعرفه گذاري خدمات پرستاري و تعديل  كارانه ها) مي‌باشند.

4- روز پرستار در سال جاري تمريني است براي مشاركت و حضور مدني پرستاران در انتخابات دومين دوره خود و تمريني بسيار مهم براي حضور در صحنه‌هايي مانند انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا، مجلس شوراي اسلامي و ...

5- روز پرستار سال جاري مصادف است با پيروزيهاي غرور آفرين نظام جمهوري اسلامي در داخل كشور و عصانيت‌هاي دشمنان در خارج از كشور بويژه در كشورهاي اشغال شده و در مرزهاي آنها با ايران اسلامي

      فلذا لازم است همه اعضاي جامعة‌ پرستاري از بهياران عزيز گرفته تا اساتيد دانشگاه در تمام     عرصه ها و حيطه‌هاي خدمتي همانند بخش خصوصي، دولتي ، نيروهاي مسلح، تامين اجتماعي و .... ضمن در صحنه بودن تا تحقق كامل مطالبات صنفي، معيشتي، علمي، آموزشي، اجرايي و ... هوشياري و ذكاوت خود را همچون سالهاي قبل حفظ نموده و از هر گونه افراط و تفريط بر حذر باشند.

      انتظار است كه هيات مديره هاي نظام پرستاري به عنوان منتخبين جامعه پرستاري در صورتيكه پرستاران آن منطقه از عملكرد دانشگاه راضي هستند، در تعامل خوب و اتحادانگيزي با دفاتر پرستاري سراسر كشور و دانشگاهها اين روز بزرگ را به خوبي  برگزار نمايند. و با استفاده از فرصت موجود يكبار ديگر ضمن ارائه گزارشكار  به محضر جامعه شريف پرستاري كشور، مطالبات، مشكلات و موانع موجود بر سر راه فعاليت‌ها و خدمت رساني پرستاران را به صورت ملي و منطقه اي، يكبار ديگر به مسئولين استاني و كشوري متذكر شوند. ( در اين زمينه از گزارش دستاوردها و نامه سرگشاده سازمان به رئيس جمهوري استفاده شود) چون سازمان نظام پرستاري معتقد است كه در عين همكاري، معاضدت و همراهي از مطلق نگري و مطلق انديشي مي‌بايست پرهيز كرد و به همين منظور در كمال اتحاد و همدلي، مشكلات و معضلات، منعكس و پيگيري شود.

عزيزان !

1- دولت نهم، براي جامعه پرستاري كشور شروع  مباركي داشت. بگونه اي كه رياست محترم جمهوري تا كنون علاوه بر رسيدگي به مشكلات موردي پرستاران، بالغ بر هشت دستور عمومي و قاطع براي رفع مشكلات يا انجام خواسته هاي مطروحه از سوي سازمان نظام پرستاري كشور صادر نموده‌اند،  كه برخي از آنها بلافاصله اجرا شد و برخي ديگر هنوز در دست بررسي و اجرا مي‌باشد كه از جمله مي‌توان به دستورات ايشان در تاريخهاي 23/9/84 درخصوص تشكيل كميته‌اي جهت بررسي مشكلات پرستاران و ارائه راه حل هاي لازم و در تاريخ 23/11/84 در مورد اختصاص  تلفن‌هاي همراه اقساطي، سهام عدالت به پرستاران و رسيدگي به تخصيص دو ماه پاداش به نيروهاي ستادي  و تعمیم آن به پرستاران، اشاره نمود كه در اين بين از سازمان‌مديريت و برنامه‌ريزي كشور تقاضا مي‌شود ،‌ با اجراي سريعتر دستورات رياست محترم جمهوري، بويژه در آستانه روز پرستار،‌ هر چه زودتر ديدگاه منفي قاطبة  جامعه پرستاري كشور را نسبت به خود تغيير داده و ديدگاه اين جامعه يكصدو پنجاه‌هزار نفري را مثبت نمايد، مجلس شوراي اسلامي نيز در اقدامي بي‌نظير و با رأي بالا و قاطع در تاريخ 20/1/85 ،در ابتداي سال جديد با راي به طرح تعرفه‌گذاري خدمات پرستاري كه از طريق سازمان نظام پرستاري تقديم مجلس شده بود،‌ شروع سالي پربركت را به پرستاران كشور نويد داد كه اميد مي‌رود با تصويب نهايي اين طرح ،‌ جايگاه واقعي و حقيقي جامعه پرستاري در نظام سلامت كشور روشن شده و به ظلم يكصدساله گذشته خاتمه داده شود.

عزيزان سفيد پوش !

‌ 2- بدرستي يادمان هست كه درهنگام تبليغ براي كسب راي توسط عده‌اي از منتخبين شما كه هم اكنون در شورايعالي سازمان انجام وظيفه مي‌‌كنند و نيز در اولين جلسه اي كه شورايعالي سازمان در حضور وزير وقت و مسئولين كشوري برگزار نمود (7/10/81 ) با قاطعيت تمام اعلام شد كه بايد خدمات پرستاري تعرفه‌گذاري شود. آن سخنراني كه مكتوب آن نيز در اختيار تمامي هيات مديره‌هاي كشور قرار گرفت،‌ در حقيقت حاوي پيامهاي زيادي بود،‌ از جمله مجموعه  مطالبات پرستاران عزيز در آن گنجانده شده بود. و بعد از شروع بكار رسمي شورايعالي مفاد آن بيانيه به صورت برنامه‌هاي اجرايي سازمان درآمد و كلمه به كلمه آن هنوز پي‌گيري مي‌شود .

  فلذا طرح تعرفه‌گذاري خدمات پرستاري كه سال 85 به تصويب رسيد،‌ جزو شعارها و مطالبي بود كه در هنگام انتخابات دور اول سازمان مطرح و بعد از پيروزي توسط منتخبين شما به شدت پيگيري شد تا به فضل پروردگار به نتيجه رسيد. بي‌شك طرح سختي مشاغل ،‌ تقليل ساعت كار،‌ اجراي باز آموزي‌ها،‌ اجراي RN،‌ صدور پروانه كار،‌  استاندارد نيروي انساني،  تعريف استانداردها و 15 مورد مطالبات پرستاران از دولت نهم، ‌نيز طرحهايي است كه در صورت دوام توفيق پي‌گيري خواهد شد و يكي پس از ديگري به فضل پروردگار محقق خواهد شد. اما آنچه مهم است و جامعه پرستاري كشور قطعاً‌ به آن توجه و عنايت ويژه خواهند داشت،‌ ابعاد اجتماعي،‌ معنوي،‌ سياسي و فرهنگي مطالبات شما است كه بايد باعث شود شأن، ‌منزلت،جايگاه و قداست حرفه پرستاري،‌ آنطوركه  شايسته پرستاران است،‌ ‌تبيين و به اعضاي تيم نظام سلامت و مردم  معرفي شود.

    بدون شك نه سازمان شما و نه شما جامعه بزرگ و بي‌نظير پرستاري كشور،‌ از بعد مادي،‌ پولي و مالي به اينگونه مطالبات نمي نگيريد. كه اگر خداي نخواسته ،‌ابعاد مادي و پولي اينگونه مطالبات برجسته شود ،‌ تمامي ارزشها و قداست‌ها پوچ و بي‌معنا خواهد شد.

 

 عزيزان !

3- انتخابات شما  در سال جاري در انتهاي نيمه اول و در ابتداي نيمه دوم سال برگزار خواهد شد. و سازماني جديد و با منتخبيني جديدتر بنا به رأي و نظر اكثريت جامعه پرستاري كشور تعيين خواهند شد. به فاصله كمي از آن،‌ انتخابات شورا‌هاي اسلامي شهر و روستا را شاهد خواهيم بود. و به فاصله كمتر از دوسال ديگر برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي را خواهيم داشت. سازمان شما در اين دوره عليرغم لطف و محبت  فراواني كه از سوي نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي‌، اعضاي شوراهاي شهرهاي مختلف كشور و بويژه  كلانشهرها ديد،‌ اما خلاء داشتن كرسي نمايندگي دراين دو جايگاه بسيار مهم توسط پرستاران را به شدت احساس كرد. پرستاران سراسر كشور به حق از سازمان خود انتظار دارند كه هر اتفاقي براي معلمان عزيز مي‌افتد،‌ براي پرستاران هم لحاظ شود. امّا نمي‌دانيم آيا به اين مقوله فكر كرده‌اند كه بالغ برهفتاد نماينده در مجلس شوراي اسلامي متعلق به جامعه شريف معلمان مي‌‌باشد؟! آيا انديشيده‌‌اند كه تمام مسئوليت‌هاي وزارت آموزش و پرورش در دست معلمان عزيز است؟!‌ آيا ملاحظه فرموده‌اند كه چه تعداد از معلمين عزيز در شوراهاي اسلامي شهرها و روستاها حضور دارند؟ و بنا به علاقه‌اي كه به شغل خود دارند،‌ سعي در جلب انواع حمايت‌ها به آن سو هستند.

     پس عزيزان پرستار! انتظار اين است كه هم در انتخابات سازمان خود باشكوه شركت فرمائيد و هم خود را آماده كنيد كه براي دو انتخابات بعدي، بويژه مجلس شوراي اسلامي و شوراي اسلامي كلانشهرها، از بين جامعه پرستاري ،افراد توانمند را شناسايي كنيد و با آراء مستقيم و فراوان جامعه پرستاري و با تأثير گذاري زيادي كه هر پرستار مي‌تواند براطراف جغرافيايي و خانوادگي خود بگذارد، به فضل پروردگار شاهد حضور تعداد بيشتري از پرستاران در مجلس شوراي اسلامي دوره هشتم  باشيم تا بلكه به خواست خداوند با سرعت بيشتري و روند بهتري شاهد تحقق مطالبات شما باشيم. چرا كه بسياري از مطالبات ما مستلزم وضع يا اصلاح قوانين است كه جز مجلس راهي وجود ندارد و يا در بسياري از شهرها، بويژه كلان شهرها در صورت حضور پرستار يا پرستاراني در شوراها ، مي توان براي جامعه پرستاري کشور امتيازات زيادي را كسب كرد.

4-  و اما مطلبي بسيار مهم كه جامعه فهيم ،آگاه و شريف پرستاري كشور بدان واقف و مسلط است اين است كه در هنگام شدت گرفتن بعضي از اعتراضات صنفي در چند سال گذشته ،شاهد بوديم، اطلاعيه‌هاي مشكوك از آن طرف مرزها در قبال حوادث جاري در امور مربوط به پرستاري منتشر مي‌شد. و يا كانونها ،جمعيت‌ها و انجمن‌هاي  خلق الساعه اي با نامها و القاب مختلف بنام پرستاران با هدايت دشمنان، اعلام موجوديت مي‌كرد. افراد ساده لوح يا مغرضي كه كمترين اطلاع را از حرفه پرستاري نداشتند را گاهاً‌  به عنوان نمادي كاذب از جامعه پرستاري به مصاحبه مي‌گرفتند و از اين راه براي بوق‌هاي بنگاههاي سخن پراكني ضد نظام و كشور‌، در خارج از مرزها،‌ خوراك آماده مي‌كردند.

 در اين بين شورايعالي سازمان نظام پرستاري كشور در سال 83 در اقدامي هوشمندانه با اكثريت قاطع و بدون رأي مخالف مصوب  نمود:  عليرغم داشتن اعتراض به انواع تبعيض‌ها و مشكلات عديده  بر سرراه خدمت رساني پرستاري كشور، اما دايرة‌ مرجع رسيدگي، تبليغات ، اطلاع‌رساني و ... فقط در داخل كشور است و اين موضوعات هيچ ارتباطي به خارج از مرزها و بنگاههاي سخن پراكني بيگانه ندارد.

    از طرفي هم مصوب نمود كه عليرغم داشتن اعتراض به ارگانهايي مانند سازمان مديريت، وزارت بهداشت و ... اما خطوط قرمز نظام مي‌بايست رعايت شود. و اجازه سوء استفاده به دشمنان نظام جمهوري اسلامي داده نشود. شورايعالي سازمان نيز مفتخر است كه در طول فعاليت هاي خود از چالشي ترين تا مسالمت آميز ترين اقدامات خود ،فقط خود تصميم گيرنده بوده واجازه دخالت يا نفوذ هيچ جناح، حزب ، گروه ،‌شخص و... را نداده و در كمال استقلال تصميم‌گيري كرده است . با عنايات الهي جامعه پرستاري كشور نيز  دراعتماد متقابل و اتحادي كم نظير ، با سازمان خود هماهنگ بودند و كار بجايي رسيد كه تمامي مسئولين نظام جمهوري اسلامي ايران از جايگاه عظيم الشأن رهبري نظام گرفته تا دولت ، مجلس ،‌مجمع تشخيص ، قوه‌قضائيه و .... بدون استثناء منطق و رفتار سازمان نظام پرستاري را تحسين گفته و اعتقاد راسخ پيدا نمودند كه خواسته هاي جامعه پرستاري كشور اولاً واقعاً صنفي و غير سياسي است ، ثانياً در راستاي تأمين مصالح عمومي كشور و مردم است ، ثالثاً به حق، واقعي و غير قابل انكار است، رابعاً  بايد رسيدگي شده و حقوق تضييع شده پرستاران بايد احياء شود. فلذا از عموم شما عزيزان يكبار ديگر استدعا مي‌شود اين نهضت شريف، فعال، پاك، مستقل و فعالي كه شروع شده و مي رود تا به تمامي خواسته ها و مطالبات شما دست پيدا كند، را تقويت كرده  و با شناخت  كامل،‌ حضور فعال ،‌ نشاط و شادابي،‌ افرادي را تشويق و ترغيب كنيد تا با حضور در عرصه انتخابات آينده موجب برگزاري انتخابات خوب و انتخابهاي خوب شوند، و از اين طريق با انتخاب افرادي كارآمد،‌ دلسوز و مومن سطح كارآمدي نظام صنفي‌تان را افزايش دهيد تا ضمن داشتن تعصب حرفه‌‌‌اي و صنفي و اعتقاد به وجود جايگاه رفيع پرستاران در نظام سلامت به اهميت جايگاه سازمان در افزايش توفيقات پرستاران و نيل به اهداف مقدس صنفي و حرفه‌اي اعتقاد راسخ داشته باشد. تا بلكه بتوانيم هم خواسته هاي بحق جامعه پرستاري را محقق كنيم و هم از طرفي امكان سوء‌ استفاده دشمنان را از بين ببريم چرا كه دشمنان اين مرز و بوم كه امروزه در قالب مرزهاي جغرافيايي اين كشور آماده‌اند و براي اقشاري چون: كارگران ،‌معلمان و پرستاران نقشه دارند، فلذا مي‌بايست پرستاران عزيز با هوشياري صدچندان ، متوجه اوضاع و احوال صنفي و حرفه‌اي خود بوده و اين فرصت گرانبها را از دست ندهند.

تا به فضل پرودگار ، اگر چه سازمان نظام پرستاري نسبت به عمر حرفه‌اي پرستاري كشور، با قياسي سه سال در برابر يكصد سال روبرو مي‌باشد اما گويا مصداق راه يكصدساله را بايد يك روزه طي كرد،‌باز هم جامعه پرستاري و نظام پرستاري مي‌باشد. فلذا خدمتگزاران شما در سازمان ، خدا را شاكرند و مفتخرند كه با دست خالي  از امكانات مادي، اما با قلبي سرشار از اميد و عشق به آينده و با اعتمادي آهنين به جامعه بزرگ پرستاري كشور و با ميثاقي كه با جان خود با شما پرستاران بسته‌اند،‌ تمامي مشقات را به جان خريدند و بهاي سنگيني را پرداختند تا  به فضل الهي تا اين مرحله توفيقاتي نصيب شد و بخشي از حقوق شما محقق شد. اما براي احقاق تمامي حقوق شما، مي‌بايست چشم به عنايات خداوندي ، اراده جامعه پرستاري ،‌سازمان قدرتمند و آينده داشت تا انشاءا...  با مشي و طرحي معتدل و بدور از افراط و تفريط و بدور از هر گونه مطلق انديشي يا بدبيني ،‌ مطالباتي را كه در اين دولت نيز تعريف و مطرح كرده‌ايم تا حصول نتيجه پي‌گيري نماييم. انشاءا...

 

سازمان نظام پرستاري جمهوري اسلامي ايران

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 1:21  توسط پرستار  | 

تلفن‌های همراه عامل عفونت‌های بیمارستانی هستند؟!

 
 

باکتری‌های باسیل شکل – عامل بیماری سل – نیز می‌تواند از طریق این تلفن‌ها منتقل شود.

یکی از عوامل شیوع آلودگی‌ها و عفونت‌های بیمارستانی را محققان تلفن همراه داشته‌اند.
حدود 40 درصد آلودگی‌ها و عفونت‌های متداول از تلفن‌های همراه است. هنگامی‌که فرد زخم و بریدگی روی پوست خود دارد، آن زخم می‌تواند عامل باکتری Staphylococcw awens باشد که خود می‌تواند مسبب بروز مشکلات پوستی و شیوع آلودگی‌های فراوان بوده و جان بیماران و حتی افراد سالم را نیز به خطر بیندازد.
در گذشته چنین تصور می‌شد که می‌توان آلودگی و عفونت این باکتری را با پنی‌سیلین رفع کرد، اما امروزه تنها داروی موجود برای رفع کردن این باکتری Methicillin است. علاوه بر این باکتری، باکتری‌های باسیل شکل – عامل بیماری سل – نیز می‌تواند از طریق این تلفن‌ها منتقل شود.
همچنین پژوهش‌ها نشان‌دهنده این موضوع هستند که 12 درصد از تلفن‌های مورد استفاده پرستاران و پزشکان دارای باکتری کشنده‌ای هستند که جان بیماران را تهدید می‌کند و تنها راه حل این مشکل عدم اجازه استفاده از تلفن‌های همراه در محدوده بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 17:40  توسط پرستار  | 

براي نخستين بار،بودجه‌ويژه‌اي براي رسيدگي به امورپرستاران اختصاص يافت


رييس دفتر امور پرستاري وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي گفت: براي نخستين بار بودجه ويژه‌اي براي رسيدگي به امور پرستاران در لايجه بودجه پيشنهادي وزارت بهداشت به مجلس ارائه شده‌است.

دكتر"اعظم گيوري" در جمع خبرنگاران ، مبلغ پيشنهادي بودجه پرستاران را اعلام نكرد اما افزود: اين مبلغ پيشنهادي براي رسيدگي به مسايل و مشكلات پرستاران مناسب است كه اميدواريم مجلس بدون كم كردن آن ، تصويب كند.

وي همچنين از تشكيل كميته كشوري ايدز و بحران ويژه پرستاران در سال ‪ ۸۵‬خبر داد وگفت: با توجه به افزايش شيوع ايدز درجامعه و اينكه پرستاران شاغل در بيمارستانها بيش ازساير افراد درمعرض ابتلا به بيماريهاي عفوني از جمله "‪" HIV‬و "هپاتيت " هستند، اين كميته تشكيل مي‌شود.

وي اظهار داشت: با تشكيل اين كميته ، پروتكل‌هاي آموزشي براي ايدز و بحران‌ها تهيه مي‌شود.

گيوري، با بيان اينكه مربيان بهداشت نيز همچون پرستاران بر اساس اين پروتكل در برنامه‌هاي آموزشي ، با راههاي مقابله با ‪ HIV‬آشنا مي‌شوند، گفت:آنان مي‌توانند در مدارس آموخته‌هاي خود را دراين زمينه به دانش‌آموزان انتقال دهند.

وي، بااشاره به اينكه سالانه هفت هزار نفر از ‪ ۱۴۳‬دانشكده پرستاري‌فارغ التحصيل مي‌شوند،اظهار داشت: ‪ ۵۸‬هزار و ‪ ۲۰۴‬پرستار در بخش دولتي و ‪ ۲۱‬هزار و ‪ ۵۷۰‬در بخش خصوصي مشغول به‌كار هستند.

گيوري، كار زياد پرستاران ، نداشتن امنيت شغلي ، بالا بودن ساعات كار، دريافت حقوق پايين و تعلق نكردن سختي كار را از جمله مشكلات پرستاران ذكر كرد.

وي گفت:شوراي هماهنگي پرستاري براي رسيدگي به امور پرستاران طراحي و تدوين شده كه بر اساس آن ارزيابي بر عملكرد پرستاران در حيطه‌هاي مختلف افزايش مي‌يابد.

رييس دفتر امور پرستاري وزارت بهداشت، بها ندادن به شغل پرستاري در كشور را از ديگر مشكلات خواند و افزود: بسياري از پرستاران فعال و مسلط به زبان انگليسي ، به دليل داشتن مشكلات كاري زياد در كشور به كشورهاي ديگر مي‌روند.

گيوري در ادامه به مشكلات بهيارها پرداخت و اظهار داشت: يكي از مشكلات بهيارها ، نداشتن راههاي مناسب براي ارتقا و پيشرفت در كار است كه‌وزارت بهداشت در تلاش است سهميه‌اي براي شركت بهيارها در رشته پرستاري اختصاص دهد.

گيوري ،همچنين با بيان اينكه قرار است مدارس بهياري درسطح كشور جمع‌آوري شوند، افزود: افراد مي‌توانند با مدرك ديپلم و گذراندن دوره‌هاي كوتاه‌مدت به عنوان كمك پرستار در زمينه مراقبت‌هاي اوليه در كنار پرستاران مشغول به‌كار شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 17:40  توسط پرستار  | 

پرستاري وزارت بهداشت هنوز رديف بودجه ندارد


مدير دفتر پرستاري وزارت بهداشت گفت: هنوز دفتر پرستاري وزارت بهداشت رديف بودجه و جايگاه سازماني تعريف شده ندارد.


به گزارش فارس، اعظم گيوري امروز در جمع خبرنگاران در محل وزارت بهداشت، افزود: دفتر پرستاري وزارت بهداشت هيچ آمار و اطلاعات مشخصي از فارغ التحصيلان پرستاري بيكار در كشور، پرستاران شاغل در بخش دولتي كه به صورت شركتي فعاليت مي‌كنند و نيز پرستاراني كه براي كار به خارج از كشور رفته‌اند ندارد زيرا تهيه برنامه و جمع آوري اطلاعات از پرستاران بودجه مي‌خواهد.
وي اظهار داشت: در حال حاضر 143 دانشكده پرستاري در كشور فعال است و سالانه 7 هزار فارغ التحصيل پرستاري در كشور وارد بازار كار مي شوند، كه مشخص نيست سالانه چقدر از آنها شاغل مي شوند.
وي ادامه داد: تعداد پرستاران شاغل در بخش دولتي در كشور 58 هزار و 204 نفر است و 21 هزار و 570 نفر نيز در بخش خصوصي فعاليت دارند كه با احتساب 58 هزار و 473 تخت فعال در بخش دولتي و 19 هزار و 446 تخت بيمارستاني فعال در بخش دولتي تقريبا به ازاي هر تخت يك پرستار شاغل است در حالي كه اين ميزان بايد به 8/1 پرستار به ازاي هر تخت برسد.
گيوري اضافه كرد: وضعيت پرستاران شاغل در كشور بسيار تاسف بر انگيز است به طوري در بعضي مراكز درماني پرستاران مجبورند 24 ساعت مداوم كار كنند و به علت كمبود نيرو به اجبار آنان را وادار به اضافه كار مي‌كنند، اكثر پرستاران پس از چند سال كار دچار ناراحتي هاي اسكلتي، دردهاي عضلاني، كمردرد و ناراحتي هاي روحي و رواني دچار مي شوند ضمن اينكه بسياري از آنان در معرض خطر ابتلا به ايدز و هپاتيت قرار دارند در حالي وضعيت حقوق و مزاياي آنان چه در بخش دولتي و چه خصوصي به هيچوجه با سختي كار آنها مطابقت ندارد.
وي گفت: مشكلات زيادي براي جامعه پرستاري كشور وجود دارد، هنوز دفتر پرستاري وزارت بهداشت رديف بودجه مستقل ندارد، مديران پرستاري دانشگاههاي علوم پزشكي هنوز جايگاه سازماني تعريف شده ندارند و حقوق آنها حتي از مترون بيمارستانها نيز كمتر است.
گيوري افزود: مهمترين مشكلات جامعه پرستاري عبارتست از سختي كار، پايين بودن حقوق، غير عادلانه بودن كارانه بيمارستانها، نبود تعرفه گذاري خدمات پرستاري، ساعت كار بالا، اجراي قانون خصوصي سازي خدمات پرستاري در بيمارستانهاي دولتي، اجراي ناقص طرح ارتقاي مسير شغلي، استفاده نشدن از پرستاران در بخشهاي توانبخشي و بهداشت و نيز طرح پزشك خانواده و پرستار سفر كه متاسفانه هيچ يك از اين مشكلات هنوز بر طرف نشده است.
وي گفت: يكي از بزرگترين مشكلات جامعه پرستاري اجراي ماده 192 قانون برنامه توسعه و سپردن خدمات پرستاري بيمارستانهاي دولتي به شركتهاي خصوصي است كه مي توان از آن به نظام برده‌داري نوين ياد كرد، در اين بخشها از پرستاران ماهانه بيش از 250 ساعت كار مي‌كشند در حالي كه از حداقل حقوق و بيمه محروم هستند و متاسفانه هيچ آمار مشخصي نيز از اين پرستاران در اختيار نداريم.
وي افزود: بر اساس قانون برنامه توسعه چهارم قرار است سالانه حدود 14 هزار نيروي جديد در وزارت بهداشت استخدام شوند كه پيشنهاد ما اين است كه حداقل 50 درصد آن پرستار باشد كه اميدواريم عملي شود.
مدير دفتر پرستاري وزارت بهداشت گفت:‌ طرح ديگري نيز تدوين شده است كه براي ارتقاي سطح علمي و جايگاه شغلي پرستاران درصدي از ظرفيت دانشكده هاي پرستاري به بهياران اختصاص يابد و سهميه‌اي براي پذيرش بهياران در دانشكده‌هاي پرستاري در نظر گرفته شود كه هنوز ميزان آن مشخص نيست و پس از تصويب اعلام مي شود.
گيوري ادامه داد: چارت دفتر پرستاري وزارت بهداشت نيز تدوين شده و به زودي با تصويب آن، رديف بودجه مستقلي براي اين دفتر در نظر گرفته مي شود كه موجب مي شود بتوانيم براي رفع انبوه مشكلات جامعه پرستاري قدمهاي بزرگتري برداريم.
وي گفت: طرحي نيز تهيه شده است كه بر اساس آن نظارت و ارزشيابي امور پرستاري در بيمارستانها به صورت دقيق انجام مي شود كه بر اساس آن علاوه بر تلاش براي رفع مشكلات پرستاران بانك اطلاعاتي قابل قبولي نيز از وضعيت پرستاران راه اندازي مي شود.
وي گفت: طرح تعرفه گذاري خدمات پرستاري نيز تدوين شده و براي تصويب به مجلس رفته است و منتظر تصويب آن در مجلس هستيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 17:39  توسط پرستار  | 

سهام عدالت در مرحله دوم به پرستاران نيز واگذار مي‌شود


رئيس كل سازمان نظام پرستاري اعلام كرد: بر اساس دستور رئيس جمهوري به وزير اقتصاد، سهام عدالت در مرحله دوم توزيع آن، به پرستاران سراسر كشور نيز تعلق مي‌گيرد.


غضنفر ميرزابيگي در گفت و گو با فارس، افزود:مرحله اول توزيع سهام عدالت آغاز شده كه شامل اقشار آسيب پذير تحت پوشش وزارت رفاه مي شود اما در مرحله دوم توزيع اين سهام كه در سال آينده انجام مي شود، همه پرستاران بيكار و شاغل در بخشهاي دولتي، خصوصي و نيروهاي مسلح نيز از مزاياي اين سهام بهره‌مند مي شوند.
وي ادامه داد: بر اساس آمار موجود حدود 150 هزار پرستار در كشور وجود دارد كه براي توزيع سهام عدالت در بين آنان قطعا پرستاران بيكار، كم درآمد، پرستاران شاغل در بخشهاي خصوصي كه مزاياي كمتري دارند در اولويت قرار مي‌گيرند.
وي گفت: رئيس جمهوري همچنين دستور توزيع تلفن همراه قسطي به پرستاران را در تاريخ 23 بهمن ماه صادر كرد كه با توجه به اتمام زمان توزيع تلفنهاي همراه عملي نشد و ثبت نام قسطي تلفن همراه فقط شامل حال فرهنگيان شد اما در تلاش هستيم تا با موافقت وزارت ارتباطات و فناوري مهلت مجددي براي ثبت نام تلفن همراه پرستاران به صورت قسطي بگيريم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 17:39  توسط پرستار  | 

اکستازی - توهم فراگیر در نسل جدید


آشنايي انسان با مواد مخدر اعتيادآور به هزاران سال پيش باز مي‌گردد اما پديده اجتماعي اعتياد تنها يك قرن است كه جوامع بشري را دچار مشكل كرده است. محققان معتقدند اعتياد پديده‌ائي فراتر از مصرف و وابستگي به مواد اعتيادآور است. آنان اعتياد را نوعي پديده زيستي، رواني و اجتماعي مي‌دانند كه تمايل به مصرف ماده و ناتواني در قطع اين عادت، تنها يكي از ابعاد آن است.
ميل شديد به مصرف مجدد مواد و تجربه حالات خوشايند رواني ناشي از آنها، عامل بسيار مهمي براي مصرف مكرر ماده است. لذا دسته‌بندي‌هاي جديدي از مواد اعتيادآور در سال‌هاي اخير توسط پژوهشگران عنوان شده است :
1. مواد سستي‌زا (مخدر) مثل ترياك و تركيبات آن نظير مورفين، هروئين، كدئين، بوبرونورفين و ...
2. مواد توهم‌زا مانند حشيش (ماري‌جوانا، گراس)، مسكالين، LSD  و ...
3. مواد محرك (توان افزا) مانند كوكائين، آمفتامين‌ها (اكستازي، كريستال و ...) و مواد استروئيدي             (هورمون‌هاي بدنسازي - آندروژن‌ها)
اصطلاح رايج «مواد مخدر» كه برگرفته از مصرف ترياك و تركيبات آن مي‌باشد، ديگر بيانگر مشخصات تمام مواد اعتيادآور نيست. نشان‌هاي اعتياد را نيز تنها براساس ظاهر افراد نمي‌توان تشخيص داد. نشان‌هاي مصرف مواد جديد با مواد مخدر تفاوت زيادي دارد و خانواده‌ها و والدين نمي‌توانند به راحتي سو مصرف مو اد جديد توسط فرزندان خود را تشخيص دهند. متأسفانه در سال‌هاي اخير، افزايش چشم‌گيري در مصرف انواع مواد محرك توسط نوجوانان و جوانان گزارش شده است. اين مواد كه با نام كلي داروهاي محرك يا (Club Drugs) معروف شده‌اند، مواد متعددي هستند.
اكستازي يا ايكس (XTC)
اين ماده از مشتقات صناعي آمفتامين (داروي محركي كه مصارف درماني مختلف دارد) است. نام شيميايي آن 3 و 4 متيلن دي اكسي آمفتامين (MDMA) است. به اسامي ديگر مانند Adam يا Clarity نيز معروف هستند. فرم خالص آن به صورت پودر كريستالي سفيد رنگي است با بوي كپك.
اين ماده اعتيادآور به اشكال قرص، كپسول، پودر، آدامس و محلول در دسترس مصرف كنندگان است. معمولاً مصرف كنندگان اين قرص‌ها در دفعات اول از احساسات و هيجانات روحي، احساس نشاط و انرژي، كاهش احساس درد يا افسردگي و افزايش هيجانات جنسي و تغييرات ادراكي خفيف حكايت مي‌كنند. اين حالات خوشايند اوليه، گذرا است و فرد براي تجربه مجدد اين حالات لذت‌آور نياز به مقادير بيشتري از قرص‌هاي محرك دارند.
با تكرار مصرف اين قرص‌ها، عوارض رواني و جسمي زيادي در فرد وابسته به اكستازي ايجاد مي‌شود. با مصرف مقادير زياد اين قرص‌ها، افزايش ضربان قلب و فشارخون و درجه حرارت بدن (به خصوص در محل‌هاي شلوغ و پر ازدحام مثل مجالس رقص) همراه است كه گاهي آسيب‌هاي جدي كليه، كبد يا قلب را سبب مي‌شود.

بروز توهمات شنوايي و بينايي، هذيان گويي و رفتارهاي جنون آميز به كرات در مصرف‌كنندگان اين قرص‌ها مشاهده شده است. رفتارهاي خشونت آميز و تهاجم و مهار گسيختگي جنسي نيز از عوارض مصرف اين مواد در مجالس شبانه بوده است. كساني كه اين قرص‌ها را مكرراً استفاده مي‌كنند به علت تخريب بعضي از سلول‌هاي مغز دچار اختلالات افسردگي، اضطرابي و كاهش حافظه مي‌شوند. پرخوابي، پرخوري، بي‌حالي و ضعف، افسردگي و حتي انكار و اقدام به خودكشي پس از قطع مصرف قرص‌هاي ايكس بوجود مي‌آيد.

 

اعتياد به اكستازي با مصرف قرص‌هاي ايكس اعتيادآور است. وسوسه تكرار مصرف اين قرص‌ها چنان قوي است كه افراد مصرف كننده تمايل شديد به تكرار تجربه‌هاي ناشي از آن دارند. بعلاوه براي رسيدن به حالات مورد نظر، بايد ميزان مصرف مواد فوق را افزايش دهند يا همراه با مواد ديگر استفاده نمايند. در ضمن لازم به ذكر است كه درصد اندكي از اين قرص‌ها خالص هستند زيرا سوداگران معمولاً براي افزايش اثرات هيجاني و نشئه‌آور موادي مانند هروئين يا ساير تركيبات شيميايي را به آنها اضافه مي‌كنند. متأسفانه درصد زيادي از قرص‌ها محرك به مواد ديگري مانند كوكائين و هروئين نيز روي مي‌آورند.

كريستال يا شيشه :
مت‌آمفتامين از مشتقات كلاسيك آمفتامين است و در آزمايشگاه‌هاي غيرقانوني از داروهاي ساده و ارزان ساخته مي‌شود. اين ماده به اشكال مختلف خوراكي، تزريقي يا استنشاقي و تدخيني (مانند سيگار) استفاده مي‌شود. كريستال ماده‌اي شديداً اعتيادآور است و به شكل پودري سفيدرنگ، بدون بو و تلخ وجود دارد كه به راحتي در نوشابه‌هاي الكلي و غيرالكلي حل مي‌شود. اين ماده نيز مانند ايكس  (X) تأثيرات خطرناكي بر سلامتي انسان دارد. افت حافظه، پرخاشگري و تهاجم، رفتارهاي جنون‌آميز و آسيب‌هاي قلبي و مغزي از عوارض مصرف آن است. با مصرف اين ماده حالاتي مثل هيجان‌زدگي، بي‌تابي، تكلم سريع و تند، كاهش خواب و اشتها و افزايش فعاليت فيزيكي به وجود مي‌آيد.
هيجانات جنسي يكي از علل ترغيب كننده جوانان براي مصرف اين مواد است ليكن به مرور اين مواد اثرات مخربي بر قوا و عملكرد جنسي افراد مصرف كننده دارد. از عوارض خطرناك ديگر، انتقال بيماري‌هاي عفوني مثل هپاتيت و ايدز مي‌باشد.
 
درمان :
مهمترين بخش درمان وابستگي به مواد محرك، پيشگيري است. آگاهي نوجوانان و جوانان و خانواده‌ها از آثار مخرب جسمي و رواني اين مواد ضروري است. برخلاف تبليغات غلط اوليه كه اين مواد را داروهاي بي‌خطر «Safe Drugs» معرفي مي‌كردند، اينها از خطرناكترين و اعتيادآورترين مواد مورد     سو  مصرف مي‌باشند.
آموزش‌هاي رفتاري به جوانان و جايگزيني شيوه‌هاي رفتاري مناسب به جاي رفتارهاي پرخطر بخش مهمي از اقدامات پيشگيرانه است. كسب توانايي گفتن «نه» به پيشنهاد مصرف مواد از سوي دوستان و همتايان، از نكات مهم رفتاري است.
جواناني كه گرايش به مصرف اين گونه مواد دارند، بايد از نظر وضعيت روحي و رواني بررسي شوند و بيماري‌هاي روانپزشكي مثل افسردگي، اضطراب، مشكلات عاطفي و بين فردي در آنان بررسي، شناسايي و درمان شود.
كساني كه مصرف اين مواد را تجربه كرده‌اند يا به آن عادت پيدا كرده‌اند، نياز به درمان‌هاي خاص دارويي و روانپزشكي دارند كه تحت نظر متخصصان بايستي به آن پرداخته شود.
به هر حال، ستيز با معضل مواد و اعتياد يك نبرد همه جانبه، همه‌گير و دائمي است و هيچگاه نمي‌توان براي آن پاياني در نظر گرفت و پيروزي يا شكست متصور بوده، اطلاع‌رساني وسيع و روزآمد، تهيه و تدوين برنامه‌هاي جامع فردي، خانوادگي و اجتماعي نقش مهمي در كنترل اين معضل جهاني دارد.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 10:2  توسط پرستار  | 

روانشناسی ارتباط


يك قصه بيش نيست غم عشق‌ و وين عجب

كــز هر زبان كه مي‌شنـوم نامكـرر است

افراد بالغ در ارتباط برقرار كردن با ديگران داراي تفاوت‌هايي هستند كه ريشه در كودكي آنها دارد، بدين مفهوم كه اگر پدر يا مادر با كودك ارتباط نزديك و دوستانه داشته باشند در مقابل كودك هم همين رفتار را با آنها خواهد داشت، حال اگر پدر و مادر به كودك توجه لازم را نكنند در اينصورت در كودك دو رفتار شكل مي‌گيرد :

يكي آنكه دچار اضطراب و سردرگمي مي‌شود و نارضايتي خود را مستقيم يا غيرمستقيم به خانواده نشان مي‌دهد و يا اينكه كودك از خانواده خود دوري مي‌كند (كه اين طرز رفتار در شخصيت كودك رسوخ مي‌كند و در بزرگسالي خود را نشان مي‌دهد كه در اين صورت با چهار شخصيت مواجه خواهيم بود).

* بالغيني كه برخوردار از امنيت ‌اند :

- توانايي ارتباط برقرار كردن و صميمي گشتن با ديگران را دارند.

- براي حريم شخصي خود و شريك زندگي خود احترام قائل هستند.

- براي ديگران احترام زيادي قائل هستند.

- هنگامي كه به كمك احتياج دارند از ديگران طلب ياري مي‌كنند.
 
- در تعامل با ديگران مثبت، خوش‌بين، سازنده و سخاوتمند هستند.
 
- خلاق و روشنفكر بوده و از مرگ نمي‌هراسند.
 

* بالغين دوري كننده :

- رابطه آنها از لحاظ فيزيكي و احساسي غير صميمي مي‌باشد.
 
- به ديگران توجه ندارند و خودخواه به نظر مي‌رسند.
 
- تعاملات اجتماعي را خسته كننده مي‌دانند و از مرگ بيمناكند.
 
- نسبت به شريك زندگي خود بي‌مسئوليت و بي‌اعتنا هستند.
 
- قادر به برقرار كردن رابطه صميمي با ديگران   نمي‌باشند.
 

* بالغين مضطرب و دو شخصيتي :

- رابطه آنها با ديگران غير قابل پيش‌بيني است.
 
- آنها همواره مي‌انديشند كه شريك زندگي‌شان آنها را دوست ندارد.
 
- احساس ناامني در روابط صميمانه دارند.
 
- مرتباً ديگران را سرزنش مي‌كنند و هرگاه به خواسته خود نرسند، كج خلقي مي‌كنند
 
- سفره دل خود را نزد هركسي باز مي‌كنند و از ديگران نيز چنين انتظاري دارند.
 
- غرق در ارتباط شخصي خود مي‌باشند، حسود و غيرقابل اطمينان بوده واز مرگ مي‌هراسند.
 

* بالغين درهم ريخته :

- سو  رفتار، بي‌توجهي، عدم امنيت و تنش فراوان در خانواده اين گونه افراد برقرار است

- اين‌گونه افراد مانند كودكي‌شان زندگي آشفته و پر هرج و مرجي دارند.
 
- خشم انفجارگونه‌اي دارند.
 
- فاقد هرگونه همدلي، شفقت و دلسوزي نسبت به همسر خود هستند.
 
- آنها نياز مبرمي به يك رابطه مطمئن و مصون داشته، اما آنقدر به شريك خود اعتماد ندارند كه اين رابطه را برايشان پديد آورد.
آري، در اكثر موارد تا جايي كه با اطمينان مي‌توان گفت عشق نقش خود را به عنوان والايش‌دهنده وجود تا سن بلوغ آغاز نمي‌كند يعني در سني كه بلوغ جسمي و رواني افراد نسبتاً در سطحي بالا قرار دارد.
 
بنابراين وظيفه والايش‌دهندگي بلوغ عاطفي فرد را مخصوصاً در ضمن دوره‌اي ظريف از زندگي مي‌پذيرد. پس در آماده سازي مسيرهايي كه زندگي عاطفي فرد بالغ طي خواهد كرد، اثر نافذي مي‌گذارد.
 
منبع : مقاله همکار محترم ندااسیم کارشناس پرستاری در مجله اینترنتی هوم
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 10:0  توسط پرستار  | 

چند شعر


سِحر
نشاط جهان، ديدني است مي داني؟        و شور انگيز   
شعور زمان ماندني است،                       و مهر انگيز
قلم ستودني است،                               و وهم انگيز
دفاتر عالم گشودني است،                      چه رعب انگيز
تو مي داني؟
كه من چشيده ام كمي از اين  شوري شورانگيز؟
و بوده ام در اين  زمانه مهر انگيز؟
مي داني كه من ستوده ام  اين ستون وهم انگيز؟
و من گشوده ام جريده عالم  اگر كه رعب انگيز؟
بيا و صفا كن اگر چه غمگيني                       بيا و وفا كن اگر كه پرويني
بيا و صدا كن مرا، تو را و يكديگر را                  بيا و رها كن زمين بي اختر را
 بدان به كفر تو من مي دهم كفاره                به عشق تو جان مي دهم يكباره
اگر وفا كني، صفا كني و جان باشي              اگر ميان من و خوبان، تو آن باشي
به شمع وجودت، اراده كني مي سوزم           به زهر نگاهت، اشاره كني مي نوشم
اگر جفا كني، رها كني و مجنون باشي          اگر ميان من و رندان، تو مضمون باشي
ببين،
به شور جهان عشق مي ورزم        
به مهر زمان رشك مي ورزم
به كبر زمان هم ولي شرك مي ورزم       
كمي كه نگاهم كني كم كم
به اشك قلم سحر مي ورزم                   
بدان،
به عشق حضورت پياده مي آيم
به  سحر وجودت جادوانه مي آيم       
 اگر وفا كني،  صفا كني و جان باشي
اگر ميان من و خوبان تو آن باشي         
 بيا و صدا كن مرا، تو را و يكديگر را
تخلص: فردا
 
عتاب چشم
صنما تو ره نمودي كه زبان سخن سرآيد
                               تو به ناز  خويش گفتي كه به گفت جان فزايد
من سرنهاده، دامن ز فراق بركشيدم
                               كه شهين پيام آمد كه نهان دگر نشايد
چو زبان به گفتن آمد كه تو جان جان جاني
                               به عتاب چشم گفتي كه زبان  خموش بايد
چو زبان معترف را به نگاه خويش راندي
                               سرغرقه درتحير به عتاب نيز شايد؟
به عتاب و بر عقابت دل ريش مي‌دهد جان
                               چورصدكند طلوعت كه چه نيك مي‌نمايد.
 
                          دکتر سید مهدی ابطحی
 

زندگی

زندگی دغدغه يافتن روح بزرگی است

که در اين بُزرو پر پيچ و خم حادثه ها

همچو کوه، سربلند و محکم و دست به دعا

رو به سوی آسمان

در تمنای هبوط آفريننده ی خود

ماند و گويد که هدف رويش بود.

زندگی درس بزرگی است

که در آينه حسرت و غم

در پی شادی و عشق

به وجود ازلی پی ببرد.

زندگی گفتن يک احساس است

حس گره خوردن دو دست

دستان دو عاشق

که شروع عدم يکدگرند.

زندگی گفتن يک راز است
 
رازی که از روز تجلی بشر
 
در وجودش به زلالی پيداست.
 
زندگی يافتن يک نفر است
 
يک نفر، يک احساس
 
 همسفر، يک همراز.
 
 
سید حسام طباطبائی  - دانشجوی نرم افزار کامپیوتر
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 9:57  توسط پرستار  | 

نظام بهداشت و درمان در آلمان


مقدمه:
تاريخچه بهداشت و درمان آلمان به قرون وسطي برمي‌گردد و زماني كه اداره ملي بر ريشه‌كني بيماريهاي واگير استوار شده بود. بنيانگذار سيستم فعلي بهداشت و درمان آلمان شخصي بنام بيسمارك (Bismark) است كه در حدود يك قرن پيش مي‌زيست(1383) از آن پس تحولات متعدد و عمده‌اي در سيستم پديد آمده است كه طبعاً عوامل سياسي و اجتماعي در آن تأثير بسزائي داشته است. يكپارچگي آلمان در سال 1990 عمده‌ترين تأثير را در نظام بهداشت و درمان اين كشور برجا گذاشته است كه تأثير اين واقعه مهم در آلمان شرقي به مراتب بيشتر از آلمان غربي بود. در طي يك دوره 45 ساله نظام بهداشت و درمان آلمان از دو سيستم كاملا متفاوت استفاده مي‌كرد كه پس از يكپارچگي دو كشور تلاش عمده‌اي در آلمان شرقي پديد آمد كه سيستم بهداشت و درمان آن در حداقل زمان ممكن به سيستم آلمان غربي نزديك مي‌گردد. نظام آلمان نيمه خصوصي نيمه دولتي است. عمده فعاليت‌هاي بهداشتي و درماني اين كشور به نحوي از طريق بيمه و صندوق‌هاي آن تأمين مي شود.
صندوق‌هاي بيمه و سازمانهاي تابعه آنها از مهمترين سطوح سيستم بهداشت و درمان آلمان هستند.
در نيمه قرن گذشته تلاشهاي عمده‌اي جهت اجراي تغييرات در اين كشور بعمل آمد، ولي نهايتاً به غير از چند مورد اكثر تغييرات اعمال شده يا به اهداف خود نرسيده‌اند و يا پس از مدتي به وضعيت قبلي خود بازگشته‌اند. آنچه امروزه بعنوان ساختار نظام بهداشتي و درماني در كشور آلمان مطرح است بسيار نزديك به ساختار آلمان غربي پيش از يكپارچگي است و اين در حالي است كه امروزه بخش شرقي آلمان نظامي كاملاً متفاوت از دوران پيشين خود داراست. از همين رو ابتدا خلاصه‌اي از وضعيت سيستم در آلمان شرقي قبل از يكپارچگي بيان مي‌شود و سپس وضعيت امروزي نظام و رفرم‌هاي اعمال شده در آن تشريح مي‌گردد.
نظام بهداشتي و درماني آلمان شرقي پيش از يكپارچگي :
در آلمان شرقي (General Democratic Republic) نظام بهداشتي و درماني از نوع كاملاً متمركز و متحد الشكل بود كه زيربناي آن براساس بودجه عمومي دولت استوار گرديده بود. تقريباً تمامي خدمات داروئي، بيمارستاني، سرپائي بصورت رايگان و زير نظر مستقيم دولت به مردم ارائه مي‌شد و بودجه خدمات مذكور نيز توسط ماليات تأمين مي‌شد. بخش خصوصي يا عملاً وجود نداشت و يا بسيار كوچك و قابل اغماض بود. پزشكان نيز بجز بعضي موارد حقوق مقرري خود را از دولت دريافت مي‌كردند.
پس از يكپارچگي در سال 1990 تغييرات كلي در نظام پديد آمد تا در حداقل زمان سيستم به نوع غربي آن تبديل شود كه برخي تغييرات مذكور به شرح زير مي باشد :
* اجازه تاسيس صندوق‌هاي بيمه بيماري براي عموم آزاد شد و در ژانويه 1991 شبكه كاملي از اين صندوق‌ها در بخش‌ شرقي آلمان تشكيل شد.
* از آنجائي كه عموم مردم از طبقه كم درآمد بودند، عموماً تحت پوشش بيمه سلامتي اجباري قرار گرفتند.
* پرداخت يارانه به صندوق‌ها 1/12 درصد بودجه بهداشت و درمان در نظر گرفته شد.
* قيمت يكساني براي خدمات داروئي در تمام كشور در نظر گرفته شد.
* پلي كلينيك‌ها و درمانگاه‌هاي عمومي از ساختار نظام حذف نشد زيرا بطور همزمان تعداد زيادي از پزشكان پرسابقه كار در مراكز مذكور مشغول به فعاليت بودند و همچنين بيماران نيز به اين نوع خدمات عادت كرده بودند.
* پزشكان متقاعد شدند كه يكي از دو سيستم حقوق ثابت يا پرداخت كارانه را براي خود انتخاب كنند.
* حدود 20 ميليون مارك جهت تجهيز مراكز مختلف درماني جهت رسيدن به وضعيت بخش غربي آلمان هزينه شد.
نظام بهداشتي و درماني در آلمان (نظام فعلي آلمان) :
اساس نظام بهداشت و درمان آلمان براساس بيمه مي‌باشد و در اين شبكه بيماران از خدمات مختلف از قبيل پيشگيري، زايمان، سرپائي، دندانپزشكي، بيمارستاني، توانبخشي و ... استفاده مي‌كنند. خانه‌هاي پرستاري براي سالمندان از پوشش نظام بيمه‌اي خارج است و نحوه ارائه خدمات بهداشتي عمومي و بهداشت رواني در كشور آلمان داراي نكات ضعفي مي‌باشد.
بيماران آزادند تا به پزشكان عمومي يا متخصصين براي درمان مراجعه كنند و براساس سيستم ارجاع دستيابي بيماران به بيمارستان توسط پزشكان در مطب صورت مي‌گيرد. بين خدمات سرپائي                    (مطب و درمانگا‌ه‌ها) و خدمات بستري (بيمارستان‌ها) تمايز كلي وجود دارد. بيمارستان‌ها خدمات سرپائي انجام نمي‌دهند، پزشكان نيز بيماران را براي خدمات عمومي سرپائي به بيمارستان ارجاع نمي‌دهند، بنابراين عمده پزشكان در محل كار خود تجهيزات مربوط به خدمات سرپائي را فراهم كرده‌اند كه بدين طريق هزينه زيادي بعلت تكرار تجهيزات به بودجه عمومي تحميل شده است. بيماران تنها بخش كوچكي از هزينه را در نظام بيمه‌اي پرداخت مي‌كنند و البته اين سهم پرداخت نيز داراي سقف مشخصي است كه در مورد كودكان و افراد كم درآمد از مقدار مشخصي تجاوز نمي‌كند. منبع درآمد نظام عموماً از طريق ماليات‌هاي عمومي، ماليات بيمه‌اي (Contribution) و حق بيمه‌هاي خصوصي و عمومي مي‌باشد. از طرف ديگر 60% كل هزينه‌هاي بهداشت و درمان به صندوق‌هاي بيمه اختصاص مي‌يابد كه به ترتيب 21% هزينه‌ها را دولت و 7% هزينه‌ها را بيمه‌هاي خصوصي متقبل مي‌شوند. 12% باقيمانده نيز هزينه‌هائي است كه بيماران خارج از سيستم بيمه‌اي خود متقبل مي‌شوند.
شركت بيمه‌گر خصوصي بصورت كارانه هزينه‌هاي بيمارستان‌هاي خصوصي و انتفاعي و همچنين پزشكان خود را پرداخت مي‌كنند. صندوق‌هاي بيمه‌اي عموماً به بيمارستان‌ها و پزشكان بودجه عمومي پرداخت مي‌كند. در مورد پزشكاني كه حقوق ثابت ندارند و مسئول خدمات سرپائي هستند ابتدا از سوي      صندوق‌ها بودجه عمومي انجمن‌هاي پزشكي پرداخت مي‌شود و سپس اين انجمن‌ها حق پزشكان را بصورت كارانه پرداخت مي‌كنند.
نظام بيمه‌اي در كشور آلمان:
هر شهروند آلماني موظف به داشتن نوعي بيمه است و در حدود 90% مردم آلمان تحت پوشش       صندوق‌هاي بيمه هستند. صندوق‌هاي بيمه در حقيقت بخشي از بيمه‌هاي اجتماعي هستند. كارگراني كه درآمد آنها از حد معيني پائين تر است حق انتخاب ندارند و موظف به عضويت در يكي از صندوق‌هاي بيمه هستند ولي كارگران با درآمد بالاتر از سقف  معين و خويش فرمايان مي‌توانند يكي از دو نوع بيمه صندوق يا خصوصي را به ميل خود انتخاب كنند. صندوق‌هاي بيمه در كشور آلمان بصورت غير متمركز در سطح كشور پراكنده شده‌اند. بيش از 1100 صندوق بصورت مستقل در كشور وجود دارد. صندوق‌ها در زمينه‌هاي نوع امتيازات، تعيين شاخص درآمد، حق بيمه، سن پذيرش مراجعه كننده و سايت‌هاي پذيرش متفاوت عمل مي‌كنند. البته در مورد هر يك از موارد ذكر شده حدود و مقررات مشخصي از سوي دولت مركز تعيين شده است.
حق بيمه درصد مشخصي از حقوق و دستمزد ناخالص است (در سال 1990، 8/12% كل درآمد).
كل مبلغ حق بيمه بطور يكسان بين كارگر و كارفرما تقسيم مي‌شود و همچنين افراد غيرشاغل نظير بازنشستگان، كشاورزان، از كارافتادگان و دانش‌آموزان نيز تحت پوشش بيمه قرار گرفته‌اند.
صندوق‌هاي بيمه بطور كلي به دو دسته محلي(Rvo) و جايگزيني تقسيم مي‌شوند. صندوق‌هاي محلي كه در حدود 60% جمعيت را تحت پوشش دارند عموماً افراد را با توجه به منطقه جغرافيايي خود بيمه مي‌كنند. عموم اين افراد كارگران فني شركت‌ها و كارخانه‌ها و يا كارگران يقه آبي                             (Blue Collar-Worker) هستند، در ضمن كارگران فني خود مي‌توانند بين محلي و جايگزيني يكي را انتخاب كنند. صندوق‌هاي بيمه جايگزين اعضا  خود را براساس شغل آنها پوشش مي‌دهند كه عموماً اين افراد كارمندان اداري و يا يقه سپيدان(White Collar-Worker) هستند.
28% جمعيت تحت پوشش اين نوع بيمه هستند. در حال حاضر رقابت عمده بين صندوق‌ها و همچنين بيمه‌هاي خصوصي جهت جذب افراد داوطلب با خطر كمتر وجود دارد. هر پزشك واجد شرايطي كه بخواهد همكاري خود را با يكي از صندوق‌ها آغاز كند بايد جزو انجمن پزشكان صندوق (KV) باشد. اين انجمن‌ها نقش مهمي در بازپرداخت هزينه‌هاي جراحي دارند. هزينه‌هاي سرمايه‌اي عموماً توسط دولت تأمين مي‌شود.
سياستگذاري و تصميم‌گيري در بخش بهداشت و درمان :
دولت مركز و دو وزارتخانه تابعه آن اعضاي اصلي تصميم‌گيري در بخش بهداشت و درمان هستند. تا قبل از 1991 بخشي از وزارت كار و امور اجتماعي مسئوليت تصميم‌گيري در بهداشت و درمان را عهده‌دار بود ولي در حال حاضر وزارت مستقلي بنام وزارت بهداشت و درمان وجود دارد. نهادهاي مختلفي در سطح ملي وظيفه سياستگذاري و تصميم‌گيري را بعهده دارند كه به شرح زير مي‌باشند :
1. دولت مركزي : سه وظيفه عمده به شرح زير را عهده‌دار است:
الف) تعيين چارچوب كلي قانوني در امور بهداشت و درمان.
ب) تفويض اختيار و مسئوليت به صندوق‌ها، انجمن‌ها و ساير گروه‌ها.
ج) تقسيم وظايف در سطح دولت مركز بخش‌ها (Lander)، ايالت‌ها و دولت‌هاي محلي.
خودحكومتي مهمترين اصل است كه در نظام آلمان به آن توجه مي‌شود. دولت مسئوليت‌هاي خود را به سازمانهاي ذيربط تفويض مي‌كند و اين سازمانها از استقلال كامل برخوردار هستند در حاليكه قوانين خود را از دولت دريافت مي‌كنند.
2. دولت در سطح بخش‌ها (Lander) : از جمله وظايف آن :
تأييد قوانين تنظيم شده، نظارت بر كار انجمن‌ پزشكان و صندوق و انجمن صندوق‌ها، مديريت و برنامه‌ريزي بيمارستانها در سطح بخش‌ها، تنظيم قوانين مربوط به استانداردسازي آموزش پزشكي و نحوه آموزش دانشجويان گروه پزشكي.
3. دولت محلي : از جمله وظايف آن :
نظارت بر نحوه مراقبتهاي بهداشتي و درماني، مديريت بيمارستانهاي محلي، سرمايه‌گذاري در بيمارستانهاي محلي.
4. كميته مشورتي براي اقدامات توافقي : يكي از مهمترين سطوح تصميم‌گيري در سطح كشور است كه 60 نفر عضو دارد. رياست اين كميته بعهده وزير بهداشت است. نمايندگان اين كميته از موسسات ارائه خدمات، صندوق‌هاي بيمه، عاملان بيمه‌هاي خصوصي و عمومي، اتحاديه‌هاي كارگران و اعضاي دولت تشكيل شده است. هدف اوليه اين كميته ارائه پيشنهادات مناسب به دولت براي توسعه كارآيي نظام و همچنين راهنمائي صندوق‌هاي بيمه و ارائه دهندگان خدمات در رابطه با صدور بازپرداخت و نحوه قراردادها مي‌باشد.
5. انجمن ملي پزشكان صندوق : اين انجمن از بدنه‌هاي اصلي تصميم‌گيري در امور بهداشتي و درماني است. اين انجمن كه انجمن‌هاي پزشكان صندوق(KV) را زير نظر دارد با دولت و ساير كميته‌ها به مذاكره مي‌نشيند و در تصميم‌گيري نهائي نقش جهاني دارد.
6. انجمن ملي صندوق‌هاي بيمه بيماري(BDO) : اين انجمن نيز كه در حقيقت نماينده صندوق‌هاي بيمه چه از نوع محلي و چه از نوع جايگزين مي‌باشد در جلسات تبادل نظر شركت مي‌كند و                                      نظرات خود را ارائه مي‌دهند.
7. ساير كميته‌ها و انجمن‌ها از قبيل : انجمن پزشكان صندوق(KV)، انجمن دندانپزشكان(KZV)، انجمن بيمارستانها(LKG) صندوق‌هاي محلي(LDO) و ... .
نظام بيمارستاني آلمان :
سه نوع بيمارستان اصلي در اين كشور وجود دارد :
1 - بيمارستان‌هاي عمومي كه در كنترل دولت هستند(51 درصد كل بيمارستانها).
2 - بيمارستان‌هاي غيرانتفاعي محلي كه تحت كنترل دولت‌هاي محلي هستند (35 %).
3 - بيمارستان‌هاي خصوصي كه سرمايه آن عموماً توسط پزشكان تأمين مي‌شود(14%).
كاركنان بيمارستان‌هاي نوع اول و دوم بطور تمام وقت در اختيار بيمارستان‌ هستند و هزينه‌هاي مراقبت بيماران نيز توسط صندوق‌هاي بيمه تأمين مي‌شود. پزشكان نيز در دو نوع بيمارستان‌ ذكر شده حقوق‌بگير هستند كه البته در اين مقوله رؤساي بخش‌ها از اين قاعده مستثني هستند و مي‌توانند از بيماران خصوصي خود حق‌الزحمه دريافت كنند و در حقيقت تنها گروه پزشكان هستند كه قادرند در هر دو بخش خصوصي و دولتي فعاليت كنند.
بيمارستان‌هاي آلمان از دو نوع بودجه استفاده مي‌كنند : بودجه جاري(عملياتي) و بودجه عمراني.
بودجه جاري در اكثر موارد توسط صندوق‌هاي بيمه و در مواردي توسط بيمه‌هاي خصوصي تأمين مي‌شود. بودجه عمراني نيز با كمك و يا توسط كمك‌هاي انسان‌دوستانه پرداخت مي‌شود                                     (حتي در بيمارستان‌هاي خصوصي).
رفرم‌ها :
گزيده‌اي از رفرم سال 1988 آلمان :
در فواصل سالهاي 1970 تا 1980 فعاليتهاي عمده‌اي جهت كنترل هزينه‌ها انجام شد. بعلت اثرات كوتاه مدت طرح‌هاي كنترل هزينه، هميشه نياز به اقدامات جديدي در اين رابطه بوده است. رفرم سال 1988 با هدف اصلي افزايش آگاهي هر دو طرف عرضه و تقاضا از هزينه‌هاي تحميلي به بودجه كشور انجام شد. از جمله اقدامات انجام شده در اين رابطه تغيير در دريافتي‌هاي پزشكان و تغيير در سهم پرداختي بيمار، مزاياي جزئي در افزايش تعداد و نوع بيمه‌ها از جمله بيمه بازنشستگان بود.
رفرم سال 1993 : از سال 1991 بار ديگر هزينه‌ها شروع به افزايش كرد و اثرات رفرم قبلي محو شد كه از آن پس نياز به رفرم ديگري جهت تحت كنترل درآوردن وضعيت موجود حس شد. عمده اقداماتي كه در رفرم سال 1993 پيش‌بيني شده بود زودتر از 5 يا 6 سال نتايج عملي خود را بروز نمي‌داد. برخي از اصول عمده رفرم به شرح زير مي‌باشد :
الف) سقف هزينه شخصي براي خدمات پزشكي در مطب و بيمارستانها، داروخانه‌ها پرسنلي و مديريتي در نظر گرفته شد كه البته سقف مذكور بيشتر جنبه موقتي دارد.
ب) در برخي خدمات خاص (مثل خدمات داروئي) براي اولين بار سهم پرداختي بيمار در نظر گرفته شد، همچنين اين سهم در ساير خدمات (بستري، جراحي) افزايش پيدا كرد.
ج) نحوه پرداخت به پزشكان نيز دچار تغييراتي شد. سيستم كارانه جاي خود را به سيستم پرداخت گروهي براي پزشكان و سيستم آينده‌نگر در بيمارستان داد.
د) در مزاياي پرداختي صندوق‌ها نيز تغييرات مختصري پديد آمد. برخي موارد حذف و برخي ديگر     اضافه شد.
هـ) سيستم مالي بيمارستانها نيز دستخوش تغيير شد و از سيستم هزينه‌اي گذشته‌نگر به نوع آينده‌نگر تغيير يافت.
بطور كلي مي‌توان گفت هدف رفرم ارائه يك آگاهي عمومي به سازمان‌ها در رابطه با هزينه‌هاي تحميلي بود كه در اين رابطه صندوق‌ها از اهميت بيشتري برخوردار بودند. دولت از صندوق‌ها خواست تا هزينه‌هاي خود را به نحوي كنترل كنند و در حقيقت بدين طريق علاوه بر كنترل هزينه‌ها توزيع عادلانه قدرت نيز فراهم شد.
تحليل نهائي :
مسائل برگزيننده نظام بهداشت و درمان آلمان را مي‌توان در موارد زير خلاصه كرد :
* آلمان مانند بيشتر كشورهاي اروپائي به اجراي سيستم مديريت كلان در سيستم بهداشت و درمان خود تمايل دارد. اين سيستم مديريت، توانائي كنترل هزينه‌هاي جزئي را ندارد ولي در مقابل كل عملكرد و هزينه‌هاي سرمايه‌اي مربوط به بخش بهداشت و درمان را بطور مستقيم كنترل مي‌كند.
* آلماني‌ها معمولاً بدون توجه به تغيير شكل احتمالي خود، در طي دوران زندگي خود در عضويت يك صندوق بيمه باقي مي‌مانند كه شايد مهمترين علت آن پرداخت حق بيمه بالاتر در صورت تغيير سازمان بيمه‌گر باشد.
* مسائل مالي در كشور آلمان انعطاف‌پذير هستند و مي‌توان با توجه به حجم فعاليت‌ها به نحو مؤثري آنها را تغيير داد.
* در آلمان به شركت‌هاي مختلف خصوصي بيمه اجازه داده مي‌شود تا درآمد بيشتري نسبت به صندوق‌هاي بيمه داشته باشند. گرچه اين مسئله مي‌تواند تا حدودي تبعيض قلمداد شود ولي موجب دوام بيمارستانهاي خصوصي و ساير مؤسسات غيرانتفاعي شده است.
* در آلمان به نوعي يك سيستم درماني دو طبقه وجود دارد كه حدود 10% جمعيت از منافع بيشتري برخوردار مي‌شوند. بعضي افراد ترجيح مي‌دهند كه با وجود بيمه‌هاي صندوق‌ها از خدمات خصوصي بيمارستانها و يا پزشكان خصوصي استفاده كنند.
* اگر عقايد عمومي در تعيين مدل بهداشتي و درماني دخالت داشته باشد، آلمان نسبت به ساير كشورهاي اروپائي و آمريكائي رتبه بالاتري را بدست مي‌آورد. در آلمان فقط 14% مردم با تغيير كلي در نظام موافق هستند كه اين ميزان در آمريكا 30% است.
* همانند اكثر كشورهاي اروپائي آنچه امروز در آلمان بيشتر تحت بررسي قرار مي‌گيرد وضعيت شاخص‌هاي بهداشتي و بيمارستاني نيست، بلكه امروزه كنترل شاخصهاي مالي در درجه اول اهميت قرار دارد.
* البته يكي از مشكلات موجود فعلي تفاوت فاحش دريافتي پزشكان از بيماران خصوصي و بيماران صندوق‌هاي بيمه مي‌باشد. مورد اخير در طي زمان منجر به نوعي تبعيض در ارائه خدمات پزشكي از سوي اطبا  شده است و كيفيت ارائه خدمات نيز از اين موضوع متأثر گرديده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 9:53  توسط پرستار  |